اگه جناب هوندا می فهمید که ملت باید این همه درد سر به خاطر این موتور بکشند هیچ وقت این رو اختراع نمی کرد.
این دومین نوشته من در مورد موتوره.
باز هم موتور گیری ولی اینبار با حادثه. امروز با خیالی راحت داشتیم از خیابون می گذشتیم. ( من ودوستم )
طبق معمول عصر ها چند سرباز با یه افسر گوشه خیابون ایستاده بودند تا چند موتور رو توقیف کنند و با پول جریمه اونها روزگار بگذرونن!
بر حسب اتفاق یک عدد موتور از اونجا می گذشت.دو نفر سوار موتور بودند.موتور سوار تا سرباز ها رو دید سرعتش رو بیشتر کرد و می خواست از گوشه در بره.ولی یکی از سرباز ها با نامردی کامل اون موتور سوار رو زد و چند متر جلوتر موتور به یه ماشین برخورد کرد.البته خوشبختانه برای اونها اتفاقی نیافتاد.من درجا پردیم وسط و به سرباز گفتم شما حق زدن اونها رو نداشتی.بعد چند نفر اومدند و با سرباز ها درگیر شدند.فقط فحش می دادند.
تا حالا چیزی حدود 70 نفر آدم جمع شده بودند.چند دقیقه بعد بحث بالا گرفت و یکی از سرباز ها عصابی شد و گفت تمام مردم این شهر آشغال هستند.اینجا بود که داد مردم بلند شد و نزدیک بود یک شورشی بوجود بیاد.
بعد بنده وچند نفر دیگر به یکی از درجه دارها اعلام کردیم که یکی از سرباز ها توهین قومیتی کرده و باید جریمه بشند.ایشون هم گفتند پیگیری می کنیم.
بعد چند دقیه که تعداد افراد حاضر به 100 نفر رسیده بود یک ماشین پلیس اومد و همه رو متفرق کرد.
مقصر این اتفاقات اون سرباز ها نیستند.بلکه اون کسایی هستند که به اونها همچین دستوراتی می دن.اونها باید جریمه بشن.
می گم خوب شد تو اون حادثه کسی نمرد وگرنه معلوم نبود چی می شد؟
..........................................
پ . ن : می گم مهیا خان خوب ما رو ضایع می کنی.حالا ایقدر شایعه نکن چون بعضی از این سایت های سیاسی سو استفاده می کنند.شما هم چه حساس !