تبليغاتX
momali

نبرد سرخ و آبــــی نبرد دیـــو و انسان ...نبرد پر حــــماسه نبرد بر سر جــــــان

که با تلاش بسیار به سمت اوج بودیم ...تلاش بی اثر شد به دست نحس شــــیطان

شکـــسته باد دستت بریده باد پایـــت ... که چشم زخم خوریم ز دســـت دیده هایت

در این زمین سر سبز چه گرد و خاکها شد ...عجب سیاستی بود که دستها هوا شد

رذالت و زد و بند گرفته بس شتابی  ... ادامه دارد انگار تســـــــاوی و تســـــاوی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 14:21  توسط momali  | 

آمدی جانم به قربانت نیایی بهتر است ... آتش خرمن به تنبانت نیایی بهتر است

ســــــالها در دوریت گــریان شدیم ... ســـر شده ایام حـــجرانت نیایی بهتر است

باز هم آیی و لـــبخندی زنـــی ... ملتی بینم هــــراسانت نیــــایی بهــــتر اســت

هشت ســـال این خلق را آزرده ای ... کو همان یک ذره ایمانت نیایی بهتر است

شیخــــنا بیرون بکش از از جـان ما ... نا امیدم من به احسانت نیـایی بهتر است

بعد تو مـــــحمود نامــــی آمده ... قهـــوه ای گشته چو ایرانــت نیایی بهــتر است

آبـــــــــروی ملتی بر بـــــاد رفت ... گر که میلرزد تو وجدانت نیایــــــی بـــهتر است

هــــــی قسم می دادمت حالا نیا ... جان آن بیچاره ننجـــانت نیـــایی بهتر است

گر بیایی مفلس و آواره ای

غیر تسلیم و رضا کو چاره ای

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 0:24  توسط momali  |